...

...
یه سیگار بهم داد.
سیگار کشیدیم.
سرد بود. گفت بریم تو.
برای اینکه بوی سیگارش بره، از کیفش عطرشو در آورد و به خودش عطر زد
عطرش .. کول واتر بود.
کول واتر!
فکرشو بکن ...
...
نشسته بود جلوم. آهنگ december از george winston رو گذاشته بود و درس میخوند. یه هو آهنگ گرفتش. اشک تو چشاش جمع شد و داشت دیوونه میشد. فکر میکرد اولین باره که این آهنگ رو گوش میده و نمیدونست چرا اینجوریش کرده. زنگ زد مامانش و بهش گفت که چه اتفاقی افتاده. مامانش شروع کرد به گریه کردن. معلوم شد که وقتی مامانش اینو حامله بوده از بین این همه آهنگ کلاسیک این آهنگ رو براش میذاشته رو شکمش تا دختره گوش بده و توی رحم آروم بشه.

بعد از بیست سال آهنگه برگشته و خورده تو صورت دختره و اینجوری تکونش داده. حالا من نتیجه گیری نمیکنم ولی این خیلی نتیجه میده.
...
بعد از آلبوم این رینبوز ریدیوهد که پارسال دادن، بهترین خبر موسیقیایی این مدت آلبوم جدید پورتیزهد بود که این هفته بعد از 11 سال اومد بیرون .. و محشره!. آهنگ the rip و آهنگ we carry on از اون آهنگیایی که مو به تن آدم سیخ میکنه و زمان کوب میکنه آدمو. لذت بردیم بسی.

پ.ن. برای کسایی که jazz-funk دوست دارن، ulu به شدت توصیه میشه. به خصوص اجرای زنده ی سال 2000 تو ciero تو st. louis.
...
نگاهم کن
نفس کشیدنم را بشمار
خانه را آتش بزن
از میان دود و خاکستر رد شو
دستم را بگیر
باید برویم

یا مرگ
یا زندگی

نگاهم کرد و پرسید میدانی مرگ نزدیک تر است یا زندگی؟
فرصت جوابم نداد. بوسید. خانه را آتش زد. و رفت.
...
تا عاشق نباشی ، خیانت را تجربه نخواهی کرد
خیانت، قدم سوم عاشقی ست.
...
نظر به فاکدآپ بودن همه چی در شرایط فعلی گفتم که یادی هم از مورفی بکنیم:

Murphy's Original Law:
If there are two or more ways to do something, and one of those ways can result in a catastrophe, then someone will do it.

Murphy's Law:
If anything can go wrong -- it will.

Murphy's First Corollary:
Left to themselves, things tend to go from bad to worse.

Murphy's Second Corollary:
It is impossible to make anything foolproof because fools are so ingenious.

Quantized Revision of Murphy's Law:
Everything goes wrong all at once.

Murphy's Constant:
Matter will be damaged in direct proportion to its value.

The Murphy Philosophy:
Smile... tomorrow will be worse.
...
کاش هنری بر میگشت.
کاش هنری همینجا میماند. پیش ما میماند و چهارشنبه شبها برایمان قصه میگفت.
و نیمه شبها از پنجره ی اتاق پذیرایی در طبقه ششم به ساختمان های خاکستری شهرک خیره میشد و زیر لب شعر میخواند
کاش هنری
کاش هنری

آیدا، زن میانسالی ست که دختر کوچکی دارد همسن خواهر سال های دوری که هیچ وقت نداشتم. و شوهری که من هیچوقت ندیدمش
آیدا در طبقه ی ششم ساختمان خاکستری شهرکی دور تر از میدان آزادی زندگی میکند
آیدا در را به روی من بست
و هنری خیره به راهروی خالی و بیروح ورودی دوم طبقه ما خیره شد
و صدای زنگ آسانسوری که میگفت
هنری، خداحافظ.

کوچکتر که بودم، کوچه سیدهاشم برایم خانه بود.
و همیشه خانه ی خیابان ایرانمان را دلتنگی میکردم. خانه که ای که با تمام شش ساله بودنم، خودم ساخته بودمش. دانه دانه ی دیوارهایش را.
بزرگ تر که شدم، خانه ی خیابان سیدهاشم را در ذهنم رنگ میکردم . دیوارهایش پر از صدف بود. تنها خانه ای که در تمام تهران به جای آجر سه سانتی نمای ساختمانش صدفهای سفید رنگی بود که پدر بزرگم به تمام دیوار چسبانده بود. و پله سنگی جلوی در فلزی ای که به رنگ آبی در تمام کوچه ی سید هاشم تک بود.
دیوارش کوتاه بود. از مدرسه که برمیگشتم، زنگ خانه مان خراب بود. من همیشه از دیوار میپریدم و مادربزرگم همیشه دعوایم میکرد. میگفت به دزدها کار یاد میدهم.
هیچوقت هیچ دزدی به آن خانه نیامد.
و من وقتی در خانه ی خاکستری فاز دو شهرک زندگی میکردم، دلم برای صدف ها هیچ وقت تنگ نمیشد.

امروز ولی، دلم برای تمام خانه های زندگیم تنگ میشود
بدون هنری زندگی سخت میشود
بدون هنری ، حتی سکوی زیر بلوک نوزده هم کم کم از خاطره ها میرود.
بدون هنری دیوارهای شیشه ای ترمینال یک فرودگاه مهراباد هم مات میشوند.
بدون هنری، قلیون های فرحزاد و سنگریزه های پارک و لاله های دشت و ساعت آفتابی دانشگاه، همه مات و دور و بی روح میشوند.

و من بدون هنری ادامه میدهم.
و به هنری فکر میکنم.
دلم برای همه تنگ شده است.
به سه نقطه های سالهای دور که فکر میکنم، تنها کاری که به ذهنم میرسد اینست که آخر جمله تک نقطه ای بگذارم و جمله را تمام کنم.

هنری نام مستعار نیست.
هنری بیمار شماره ی سوم قلعه ی متروک کنار خلیج است
که رفتنش سخت بود.
و نبودنش، سخت تر ...

« آنهمه جوهر چرا يادم رفت
دست‌های جوهری‌ام را
به زندگی‌ات بکشم؟ »
...
از میان نامه های منتظر: تصویر بیست و چهار ؛ وقتی همه میرقصند. بیا کنارم بنشین. نبودنت را برایت میخواهم بنویسم.
...
از میان نامه های منتظر: تصویر بیست و سه؛ سال نو، شاید سال ما، شاید مبارک.
...
نگاه کن
نگاه کن
آرام تر
طولانی تر
نگاه کن

...
چیزی که بیشتر از هر چیزی دوست دارم الان بدونم اینه که معنی خوابایی که این چند وقت پشت سر هم میبینم چیه. و اینکه آیا اینا به هم ربط دارن. یا ربطشون تو خوابای بعد معلوم میشه. و اینکه آخرش چی میشه!
...
نوستالژیا!



تنکس تو حمید!
...
چهار تا سایه دور یه گلدون نشسته بودن. توی گلدون یه گل بود با چهار تا سیگار.
سایه ی اول یه سیگار از شاخه ی گل میکنه و میکشه. بعد از چند دقیقه سایه دود میشه و تموم میشه.
سایه ی دوم یه سیگار دیگه از شاخه ی گل میکنه و میکشه. وقتی سیگارش تموم میشه سایه ی دوم هم دود میشه و جاش خالی میشه.
سایه ی سوم سیگار سوم رو بر میداره، روشن میکنه، میکشه و دود میشه و ناپدید.
سایه ی چهارم سیگار رو بر میداره. نگاه میکنه. ولی روشن نمیکنه. میذارتش سر جاش ؛ رو شاخه ی سایه ی گل تو گلدون. سایه ی چهارم بلند میشه و بدون اینکه دود بشه و ناپدید بشه میره.
چند لحظه بعد سایه ی گل توی گلدون دود میشه و نا پدید میشه و از بین میره.
تنها چیزی که باقی میمیونه، سایه ی گلدون خالیه که رو دیوار مونده و جین جین قراره ازش عکس بگیره.
...
تصویر ها برگشتن دوباره. حمله کردن، وحشیانه.
درد خوبیه. و لذت خوب تری.

چشمام رو که رو هم میذارم همه جا تاریک میشه. فشار که میدم یه نور تندی میدوه و همه چی رو روشن میکنه. چشما رو که باز میکنم ستاره ها رو تو روز میبینم. همه جا هستن. میدرخشن.

ستاره ها طلایی نیستن. ستاره ها نقره این.

حمله کردن. وحشیانه.
خیلی وحشیانه.
...
از میان نامه های منتظر: تصویر بیست و دو؛ از خودم مینویسم. به تو مینویسم.
...
همه با هم نمیرید. دونه دونه بمیرید. اگه دونه دونه نمیمیرید، اونوقت همه با هم بمیرید.
پلیز.
...
There's a brick wall
There is, a brick wall
Let's run.
...
خشکمه. خیلی. کمک میخوام. کمک.
...
دلم میخواد هی بیام اینجا قصه های جالب و هیجان انگیزی که تو زندگیم هر روز داره اتفاق میفته رو بنویسما. ولی خب شبا یا مستم یا مشغول یا حوصله ش رو ندارم. کلا ولی همه چی خوبه. جای یه چیزایی مثل همیشه خالیه ولی همه چی خوبه. به جون خودم :)
...
فرق بین قصه و واقعیت واقعا چیه؟
این یه قصه نیست
این یه واقعیته.
که همیشه دنبالت میاد
و هیچ وقت تنهات نمیذاره
هرچقدرم که از توش قصه بسازی و تو داستانهات قایم بشی
این یه قصه ی واقعیه.
هر چی هم که تلخ و شیرین نباشه
واقعیه
و ترسناک
...
مرگ ترسناکه
مرگ خیلی ترسناکه
زندگی هم ترسناکه
ولی تلخ و شیرین داره
مرگ تلخ و شیرین نداره
مرگ فقط ترسناکه
و نزدیک
و ترسناک
...
من دلم بچه میخواد
همینجوری
(نه که همینجوریه همینجوریا
ولی خب .. همینجوری!)
...
"Hurt" was covered by Johnny Cash to critical acclaim; it was Cash's final hit released before his death. "Hurt" was named the best video of the year by the Grammy Awards and Country Music Awards. Cash is widely considered to be one of the most influential American musicians of the 20th century. He traditionally started his concerts with the introduction line "Hello, I'm Johnny Cash ..." and his most famous song is "I Walk the Line" ... and his story of life, is of the most moving stories ever.

...


....
گفتم‌: «یكی‌ از ویژگی‌های‌ تبعید این‌ است‌ كه‌ تعادل‌ آدم‌ به‌ هم‌ می‌ریزد. وقتی‌ آدم‌ سر جای‌ خودش‌ نباشد دیگر فرقی‌ ندارد كجاست‌، مهم‌ این‌ است‌ كه‌ سرجاش‌ نیست‌.»
«می‌دانی‌ جای‌ تو كجاست‌؟»
سر تكان‌ دادم‌ و پا شدم‌ به‌ چارچوب‌ در حمام‌ تكیه‌ دادم‌. سکوت خانه را برداشته بود و من دنبال کلمه‌ای می‌گشتم که مرا نجات دهد.
پری دست‌ راستش‌ را به‌ نرمی‌ گذاشت‌ قسمت چپ سینه‌اش، و با كوچك‌ كردن‌ چشم‌هاش‌ گفت‌: «این‌جا.»
نگاهم‌ از توی‌ آینه‌ روی‌ كمرش‌ می‌چرخید، و منتظر بودم‌ ببینم‌ كی‌ بلند می‌شود برود دوش‌ بگیرد.
...
راز
کوتاه است
راز، همیشه، کوتاه است

«شاید حتی کوتاه‌تر از عمر برف زیر گرمی آفتاب زمستانی»
...

life's not odd. life's even.
and everything happens twice.
every story, whether a love story, a farewell, or a betrayal story, they all happen twice.
and when you think you know everything, and when you think you're past the moment, you're back in the first place. and you don't know a thing about anything.
you're not supposed to be.
and no one can break any mirrors.
and no one can escape
and no room is of an odd number of walls.
life's strange, and it's real.
more than it's ever been.
and it's happening
again.
and again.
and every time, there's another time.
and it's real
and it's happening
and you may think you'll find another skin to wear
and you may not
and i do not
understand
what it is
i've done wrong
full of holes
check the pulse
blink your eyes
one for yes
two for no ...

...
آقا خیلی حیف شد این heath ledger در عنفوان جوونی مرد. حالا خوشگلی و ایناش به کنار، من هر مصاحبه و پشت صحنه ی هر فیلمی که ازش دیدم به نظر کلی اینسیکیور و ساکت و تو دلبرو بوده و معلوم بود که آدم هالیوود نیست. خلاصه دل دخترا رو که برده بود هیچی، دل ما رو هم برده بود. خیلی حیف شد!
...
کجا با این عجله؟ بودیم حالا!
...
که اون بیداره و داره در رو نیگا میکنه
معلوم نیست خوابه و بیداره یا بیداره و خوابه
هر چی هست خیلی دوست داشتنی و کوچیکه
که همونطوری که همه خوابن آروم بری و همون طور که نگات میکنه بالای کنار لبش رو روی زیر گونه ش ببوسی
بوسه ی نرم
و کوتاه
و با پشت دستت .. که نه پشت انگشای دستت خط کوچیکی از روی پیشونیش بکشی و از کنار شقیقه و گوشش رد کنی تا روی گردنش
که نگاش کنی واسه چند ثانیه ی کوتاه
که برگردی در و ببندی
و بری
و بدونی که به زودی میفهمه که عاشقت شده
...

i am no fiction, this is no serenade
------------------------------------------

and then,
there is
a rush
the rush of dreams
not one
not many
a rush
of dreams
and not meanings

standing
in hades,
or in limbo
long into the evening
standing
maybe asleep
maybe at rise
looking
and a mirage

and then,
there is
home
on cold white field
and two faces
one's gone
one's not there
yet

and then there is
a sin
the original sin
that never happened
and a boy
who is saved
and a crash
and a glimpse of an eye
or two eyes
and the walls
painted in blur
or in pure
but the walls

and then,
there is the harbor
and the union
and the sea
-- the sea,
and the sea

and then
there is
us
six feet under
the rush of the dreams

-- 1.15.08, after the dream of two.